نوشته و ویرایش شده توسط مجله ی سمسون
در طول برگزاری جلسات، دانشمندان و مهندسان گرد هم میآمدند تا فناوری را بررسی کنند، مشکلات بدون راهحل را احصاء کرده و زمانبندی و هزینههای ساخت وسیلهای پرتابشدنی را تعیین کنند. هیجان اولیه واضح بود؛ دانشمندان احساس میکردند که بخشی از پروژهای جاهطلبانه و شدنی هستند.
اگر نتوانید ثابت کنید که یک سفینه را به ستارهای دیگر فرستادهاید، انجام این کار تقریباً فاقد قیمت است. برکترو استارشات نهتنها باید به پروکسیما قنطورس برسد، بلکه باید سیگنالی قوی مخابره کند که روی زمین قابل شناسایی باشد.
پک میلنر در رابطه با نوع سیگنالهای مورد نظر ایدههایی داشت که با پیشنهادهای برخی دانشمندان در تضاد بود. او میخواست ویدئوها و تصاویر 4K از آلفا قنطورس دریافت کند که با توجه به فاصلهی زیاد فضاپیما از زمین، عملاً غیرممکن است.
برای پک، دریافت حتی یک بیت اطلاعات از یک منظومهی خورشیدی دیگر ارزشمند است. احتمالا کاوشگر بتواند جواب بله یا خیر به یک سوال ارسال کند؛ بهطور مثال، آیا درصد خاصی از اکسیژن در جو سیاره وجود دارد؟
مطابق کتاب کلود فیپس، تیم راههای متعددی برای بهبود ارتباطات اشکار کرد. دانشمندان میتوانستند گیرندههای کوچکتری بسازند و آنتنهای فرستندهی سفینهها را بزرگتر کنند تا دادهها سریعتر منتقل شوند.
برای اصلاح نوسانات لیزر، نیاز به تنظیمات مداوم بود. یک لیزر به نام «ستاره راهنما»، میتوانست از جو بگذرد و دانشمندان از دادههای مربوط به تحول شکل آن برای اصلاح دیگر لیزرها استفاده کنند.
هنگامی که موتور فوتون فعال شود، انرژی لیزر به بادبان نوری سفینه میرسد و آن را به جلو میراند. مواد بادبان باید فشارهای ناشی از شدت نزدیک به نور و ضربهی شلیک لیزر را تحمل کنند.
گروهی دیگر در دانشگاه سیدنی روی راهحلهایی برای پایدار نگهداشتن بادبان فرضی کار کردند. آنها میدانستند که بادبان در میانه شتابگرفتن بهطور دائم به اطراف هل داده میشود؛ بنابراین باید راهی برای بازگرداندن آن به مرکز پیدا میکردند.
برخلاف وعدههای اولیه، بودجه صد میلیون دلار هیچگاه تأمین نشد. پیشرفت پروژه بهطور قابل توجهی کند شد. هرچند پشتیبانیهای مالی استارشات عمومی نشدند، توانایی لووبین مقدار هزینهها را مشخص میکند.
دسته بندی مطالب: مقالات کسب وکار، مقالات فناوری، مقالات آموزشی، مقالات سلامتی