>> تحلیل آمار افسردگی در ایران تهران در ראש و زنان دو برابر تحت تأثیر >> به گزارش، دبیر علمی سی و نهمین کنگره روانپزشکان ایران، علی ناظری، ł ą ń łń, ą ż ź ń ę ł, ż ę ń, ą ę ł ą ś śł, ż ę ó, ś łż ż, ę ą śó ó ł ę ę, ó, żść, ł ę, ś ą ść ś ó, ś ś ó óą, ł ś, ż ۱۰۰ ę ęż ۳۵۰۰ ó, śó ż ę ۵۰۰۰ ó, ł اظری, ą ż, co ó ż – ę ż ęż ó ę ł, ż ę ó, ą ę ą ą ł óż ół ą ą, ó ę ę ۱۸-۲۱ ą ą łó ł ó, ۲۲ łą ę ۱۱۲ ó, ۶۰ ó, ۱۵ łó ۲۳ łó ó, ż >> در ادامه اظهارات دبیر علمی سی و نهمین کنگره روانپزشکان ایران، علی ناظری، به بررسی عوامل مؤثر بر افزایش آمار افسردگی در جامعه میپردازد و تأکید میکند که این éè نه تنها به دلایل ביולוגی، بلکه تحت تأثیر متغیرهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی قرار دارد.
وی میگوید افزایش فشارهای زندگی شهری، در شهرهای بزرگ مانند تهران، نقش کلیدی در تشدید علائم افسردگی دارد.
بر این، به نقش و روابط اجتماعی در پیشگیری یا تشدید افسردگی میپردازد و میگوید در جوامعی که ساختار خانواده ضعیف شده و روابط اجتماعی سطحی شده است، خطر ابتلا به افسردگی بهطور قابلتوجهی افزایش مییابد.
این موضوع بهویژه در میان جوانان و زنان شاهراهان مشاهده میشود. وی همچنین به تفاوتهای جنسیتی در تجربه و گزارش افسردگی میپردازد و میگوید هرچند آمار نشان میدهد زنان دو برابر مبتلا به افسردگی هستند، این تفاوت نه تنها به دلیل ביולוגی است، بلکه تحت تأثیر انتظارات اجتماعی، نقشهای جنسیتی و محدودیتهای دسترسی به منابع درمانی قرار دارد. ناظری در خصوص درمان افسردگی، به اهمیت رویکردهای میپردازد و میگوید درمان افسردگی نباید محدود به داروهای ضد افسردگی شود.
ای عمومی درباره افسردگی میپردازد و میگوید در حالی که رسانهها میتوانند در آگاهیسازی و کاهش مرتبط با افسردگی مؤثر باشند، محتوای منفی و غیرواقعی در فضای مجازی میتواند بهویژه در میان نوجوانان، علائم افسردگی را تشدید کند. در پایان، ناظری به مسئولیتهای سیاستگذاران و ارگانهای بهداشتی در مقابله با این اشاره میکند و میگوید لازم است که برنامههای ملی سلامت روان، با تمرکز بر پیشگیری، تشخیص زودهنگو و دسترسی عادلانه به خدمات، در های عمومی قرار گیرد.
تهران بهعنوان شهر با بالاترین آمار افسردگی، نیازمند برنامههای هدفمند و تخصصی است. سی و نهمین کنگره روانپزشکان ایران، که در روزهای ۱۸ الی ۲۱ مهرماه در سالن شهید غرضی بیمارستان میلاد تهران برگزار شد، فرصت مناسبی برای تبادل دانش، بهروزرسانی پروتکلهای درمانی و تقویت همکاری بینالمللی در زمینه سلامت روان فراهم کرد.
همچنین در این رویداد، ۲۲ سمپوزیوم علمی در قالب ۱۱۲ سخنرانی، ۶۰ کارگاه علمی، ۱۵ مقاله به صورت سخنرانی و ۲۳ مقاله به صورت پوستر برگزار شد که موضوعات مختلفی از افسردگی بزرگسالانه تا اختلالهای در کودکان را پوشش داد. جایزه استاد داویدیان نیز بهعنوان یکی از افتخارات این کنگره، برای پژوهشگرانی که کارهای متمیزی در زمینه روانپزشک انجام دادهاند، در نظر گرفته شد و هدفش تشویق بهó و کیفیت در پژوهشهای علمی بود.
بهطور کلی، سی و نهمین کنگره روانپزشکان ایران نه تنها یک رویداد علمی بود، بلکه یک فرصت برای آگاهیسازی عمومی، تقویت شبکههای حرفهای و تعیین مسیرهای آینده برای بهبود سلامت روان در کشور محسوب میشود.
در ادامه بررسی عوامل مؤثر بر افسردگی، ناظری به نقش بیکاری و عدم اشتغال بهعنوان یکی از کلیدی در تشدید این اضطراب روانی میپردازد و میگوید بیکاری نه تنها به کاهش درآمد و افزایش לחץ مالی منجر میشود، بلکه هویت فردی، هدف زندگی و الإحساس به مفید بودن را نیز تحت تأثیر قرار میدهد، که این یک مثلث خطرناک برای بروز افسردگی میسازد. وی افزون بر این، به تفاوتهای جغرافیایی در تجربه بیکاری و افسردگی میپردازد و میگوید در استانهای صنعتی و شهری مانند تهران، بیکاری ę همراه با زندگی در پراسترس و کمفضای سبز است، در حالی که در استانهای کشاورزی مانند گیلان و یزد، حتی در صورت بیکاری، ارتباط با طبیعت و ساختارهای اجتماعی میتواند بهعنوان عامل محافظ عمل کند. ناظری همچنین به نقش آموزش و سطح تحصیلات در افسردگی میپردازد و میگوید تحصیلات بالاتر معمولاً بهعنوان عامل محافظ عمل میکند، زیرا به فرد مهارتهای حل مسئله، دسترسی به منابع اطلاعاتی و فرصتهای شغلی بهتر میدهد.
اما این رابطه همیشه خطی نیست و در برخی جوامع، فشار برای موفقیت تحصیلی میتواند خود یک منبع استرس و افسردگی شود. وی در خصوص زنان، به چالشهای خاصی که این گروه در سطح تحصیلات و شغلی مواجه میشود، اشاره میکند و میگوید زوانان با وجود پیشرفتهای قابلتوجهی در دسترسی به آموزش، همچنان با چالشهایی مانند سقف شیشهای، عدم عدالت در حقوق و دو بارگی وظایف خانگی و شغلی روبهرو هستند که این عوامل میتوانند در با هر دیگری، خطر افسردگی را افزایش دهند. ناظری به اهمیت برنامههای در مدارس و دانشگاهها برای تشخیص زودهنگو علائم افسردگی در میان دانشآموزان و دانشجویان میپردازد و میگوید برنامههای روانپزشکی در محیطهای آموزشی، نه تنها به تشخیص زودهنگو کمک میکند، بلکه به کاهش و افزایش به طلب کمک نیز منجر میشود. وی همچنین به نقش خانواده در حمایت از افراد مبتلا به افسردگی میپردازد و میگوید خانواده، بهعنوان اولین حلقه پشتیبانی، نقش در مسیر بهبود یا تشدید افسردگی ایفا میکند.
آموزش اعضای خانواده دربارهٔ علائم افسردگی، نحوه ارائه پشتیبانی عاطفی و متى باید به کمک حرفهای رجوع کرد، میتواند نتایج درمانی را بهطور قابلتوجهی بهبود بخشد. در خصوص داروهای ضد افسردگی، ناظری میگوید این داروها میتوانند در تا افسردگی مؤثر باشند، اما نباید بهعنوان تکدرمان دیده شوند.
بهترین نتایج زمانی حاصل میشود که دارو با رواندرمانی و تغییرات سبک زندگی ترکیب شود. وی همچنین به اثرات جانبی و خطر وابستگی به برخی داروهای روانپزشکی اشاره میکند و میگوید لازم است که داروهای روانپزشکی تحت نظارت دقیق پزشک متخصص مصرف شوند و بیمار بهطور منظم در مورد و اثرات جانبی آنها مشورت شود. ناظری در پایان، به امیدواری برای بهبود وضعیت سلامت روان در ایران میپردازد و میگوید با افزایش آگاهی، بهبود دسترسی به خدمات، کاهش و برنامهریزی مبتنی بر شواهد، میتوانیم تأثیر افسردگی را بر فرد و جامعه کاهش دهیم.
تهران، با چالشهای خاصش، میتواند یک برای سایر شهرهای بزرگ در مقابله با این ó باشد. سی و نهمین کنگره روانپزشکان ایران، با تمرکز بر موضوعات مانند افسردگی، اضطراب و استرس، نه تنها به بهروزرسانی دانش تخصصی کمک کرد، بلکه یک پلتفرم برای گفتگوی بینتخصصی و تصمیمگیری سیاستی در زمینه سلامت روان فراهم کرد. در بخش قبلی به بررسی عوامل اجتماعی، اقتصادی و جنسیتی مؤثر بر افسردگی پرداختیم.
در این بخش، به بررسی نقش فرهنگ، دین و ارزشهای جامعهای در شکلگیری و تجربه افسردگی میپردازیم، بهویژه در-انی که ترکیبی از و را تجربه میکند. ناظری میگوید فرهنگ و نظام ارزشهای یک جامعه، میتواند بهعنوان فیلتری عمل کند که é میکند چه احساسی قابل قبول است و چه احساسی باید مخفی شود.
در جوامعی که نمایش احساسات منفی مانند غم و افسردگی بهعنوان علامت ضعف یا é محسوب میشود، افراد دارند علائم خود را تحت پوشش بگذارند و از طلب کمک خودداری کنند. وی افزون بر این، به نقش دین و باورهای مذهبی در با افسردگی میپردازد و میگوید در اسلام، صبر و توکل به خدا بهعنوان فضیلتهای عظیمی میشود، اما این تأکید گاهی میتواند بهصورت غیرمنطقی تفسیر شود و به معنای عدم ż نارضایتی یا عدم طلب کمک شود، در حالی که اسلام صریحاً از طلب علم و استفاده از عقل و تجاربه برای رفع مشکلات تشویق میکند. ناظری همچنین به تفاوتهای ééی در افسردگی میپردازد و میگوید جوانان امروز، بهویژه در شهرهای بزرگ مانند تهران، تحت تأثیر ارزشهای جهانی مانند فردیت، خودعبارت و سلامت روان قرار گرفتهاند و دارند بهتر از پیشینگان، احساسات خود را بشناسند و به دنبال کمک باشند، اما در عین حال، تحت فشارهای جدیدی مانند مقایسههای اجتماعی در فضای مجازی و عدم پایداری شغلی قرار میگیرند. وی در خصوص شهر تهران، به ویژگیهای خاص آن که آن را بهعنوان یک شهر استرسزا میسازد، میپردازد و میگوید تهران، بهعنوان پایتخت و بزرگترین شهر ایران، تجمعی از فرصتها و چالشها است.
دسترسی به خدمات آموزش عالی، بهداشت و فرهنگ در کنار ترافیک سنگین، آلودگی، هزینه زندگی بالا و کمبود مسکن مناسب، یک محیطی را میسازد که در آن افراد همزمان تحت تأثیر فرصتها و לחצات قرار میگیرند که این دوگانگی میتواند بهعنوان یک عامل استرس ó عمل کند. ناظری به تفاوتهای داخلشهری در تهران نیز اشاره میکند و میگوید در تهران، تفاوتهای بین نواحی مختلف قابلتوجه است.
نواحی شمال تهران، بهطور کلی، دسترسی بهتری به فضاهای سبز، خدمات بهداشتی بهتر و درآمد بالاتری دارند، در حالی که نواحی جنوب و غرب تهران، اغلب با چالشهای بیشتری مانند بیکاری، مسکن نامناسب و کمبود خدمات عمومی مواجه هستند که این تفاوتها میتوانند در تشدید איمساواه در سلامت روان نقش داشته باشند. وی همچنین به نقش حمل و نقل عمومی و ترافیک در استرس روزانه شهروندان تهران میپردازد و میگوید ساعات گذراندن در ترافیک، بهویژه در ساعات، نه تنها زمان ارزشمند را هدر میدهد، بلکه לחץ فولوژیکی و روانی را افزایش میدهد که در طول زمان میتواند به افسردگی و اضطراب منجر شود. ناظری در خصوص راهحلهای شهری برای کاهش استرس و افسردگی، به اهمیت برنامهریزی شهری مبتنی بر سلامت روان میپردازد و میگوید ایجاد فضاهای سبز عمومی، بهبود حمل و نقل عمومی، تشدید استفاده از فناوری برای کاهش نیاز به سفر فیزیکی و طراحی فضاهای عمومی که تعامل اجتماعی را تشویق کنند، میتوانند بهعنوان تدخلات پیشگیری مؤثر عمل کنند. وی افزون بر این، به نقش مکان کار در سلامت روان میپردازد و میگوید محیط کار، بهجای اینکه یک منبع استرس باشد، میتواند یک مکان برای پشتیبانی، رشد و معنای یافتن باشد.
برنامههای سلامت روان در محل کار، مانند ارائه مشاوره، انعطافپذیری در ساعت کار و ایجاد فضاهای استراحت، میتوانند تأثیر مثبتی بر کاهش افسردگی داشته باشند. ناظری در پایان، به اهمیت پژوهشهای برای درک بهتر مسیر افسردگی در جامعه ایرانی میپردازد و میگوید برای طراحی سیاستهای مؤثر، نیاز داریم تا دادههای طولانیمدت داشته باشیم که نشان دهند چگونه عوامل مختلف در طول زمان بر افسردگی تأثیر میگذارند.
این نوع پژوهش نه تنها به درک بهتر کمک میکند، بلکه به شناسایی نقاط ورود مؤثر برای جلوگیری و مداخله زودهنگو نیز منجر میشود. سی و نهمین کنگره روانپزشکان ایران، با ارائه نتایج پژوهشهای جدید و بحثهای تخصصی، قدمی مهم در این جهت برداشت و امیدوار است که نتایج آن در بهبود سیاستهای سلامت روان و خدمات درمانی در کشور تاثیرگذار باشد.