برای اسکالپر و معاملهگر پرحجم، اسپرد و کمیسیون در تعداد زیاد معاملات جمع میشوند و میتوانند نتیجه ماهانه را تغییر دهند. کش بک آلپاری زمانی ارزش دارد که بخشی از هزینه پرداختشده را برگرداند، بدون اینکه معاملهگر برای دریافت آن بیشتر ترید کند. در آلپاری نوع حساب و حجم روی مقدار بازگشت اثر دارند. بونوس آلپاری نیز با ریبیت متفاوت است و کاربری که قصد ثبت نام آلپاری دارد باید این دو را جداگانه بررسی کند.
برای سنجش ریبیت، هزینه خام را محاسبه کنید، مبلغ بازگشتی را کم کنید و هزینه خالص را به دست آورید. این روش برای اسکالپرها مهمتر است، چون هدف هر معامله کوچکتر است. در ادامه مراحل این محاسبه را بررسی میکنیم.
هزینه واقعی اسکالپ را چگونه محاسبه کنیم؟
پیش از بررسی کشبک باید هزینه هر معامله را بدانید. حداقل اسپرد کافی نیست؛ میانگین اسپرد، کمیسیون رفتوبرگشت و لغزش قیمت نیز مهم هستند. هزینه هر نماد متفاوت است، پس معاملهگر طلا باید XAUUSD و معاملهگر جفتارزها نماد اصلی خودش را مبنا قرار دهد. در ادامه دو بخش اصلی هزینه را بررسی میکنیم.

مرحله اول: اسپرد را روی نماد و ساعت واقعی خود بسنجید
اسکالپر برای حرکتهای کوتاه وارد بازار میشود، بنابراین چند دهم پیپ اختلاف مهم است. به جای تکیه بر عبارت «اسپرد از صفر»، در چند جلسه معاملاتی اسپرد واقعی را ثبت کنید. ساعات لندن، نیویورک و زمان خبر میتوانند متفاوت باشند. اگر طلا معامله میکنید، اسپرد XAUUSD در ساعت فعالیت شما مهمتر است.
مرحله دوم: کمیسیون و لغزش را به هزینه اضافه کنید
بعضی حسابهای حرفهای اسپرد پایینتر دارند اما کمیسیون میگیرند. هزینه باید شامل باز و بسته کردن معامله باشد. لغزش نیز میتواند سفارش را دورتر از قیمت مورد انتظار اجرا کند و در اسکالپ پرتکرار جمع شود. پس از ثبت چند ده معامله، کمیسیون و میانگین لغزش را کنار اسپرد قرار دهید تا هزینه خام مشخص شود.
ریبیت را چگونه از هزینه خام کم کنیم؟
ریبیت بخشی از اسپرد یا کمیسیونی است که قبلاً پرداخت شده و بعداً بازمیگردد. برای سنجش ارزش آن باید هزینه خام را با مبلغ بازگشتی مقایسه کرد. درصد بالا به تنهایی کافی نیست، چون ممکن است هزینه اولیه حساب بیشتر باشد. در ادامه اثر ریبیت روی هزینه ماهانه و شرایط طرح را بررسی میکنیم.

مرحله اول: ریبیت را درآمد مستقل حساب نکنید
اگر معاملهگر در یک ماه ۱۰۰ دلار هزینه داشته باشد و ۲۰ دلار بازگردد، هزینه خالص ۸۰ دلار است. این مبلغ سود بازار نیست، بلکه بخشی از هزینه قبلی است. بنابراین افزایش حجم فقط برای دریافت کشبک بیشتر منطقی نیست. هر معامله اضافه همچنان ریسک دارد و ریبیت باید نتیجه فعالیت عادی استراتژی باشد، نه هدف معامله.
مرحله دوم: اثر ریبیت را روی حجم ماهانه بسنجید
در پایان ماه سه عدد را ثبت کنید: حجم کل، هزینه خام و مبلغ ریبیت. سپس هزینه خالص را محاسبه کنید. با چند ماه داده میتوان فهمید ریبیت چه مقدار از هزینه استراتژی را کم کرده است. برای اسکالپر پرحجم، بازگشت کوچک در هر لات میتواند محسوس باشد؛ برای معاملهگر کمحجم اهمیت آن کمتر است.
مرحله سوم: شرایط طرح را دوباره بررسی کنید
شرایط کشبک ممکن است از نظر نرخ، زمان پرداخت یا نحوه اتصال حساب تغییر کند. برای حساب قدیمی، امکان تغییر معرف را بررسی کنید و برای حساب جدید ببینید ثبتنام از مسیر مشخص لازم است یا نه. پیش از افزایش حجم، فعال شدن طرح را از پشتیبانی تأیید کنید و اولین پرداخت را با گزارش معاملات تطبیق دهید.
ریبیت با بونوس آلپاری چه تفاوتی دارد؟
ریبیت و بونوس هر دو ارزش مالی دارند اما ماهیتشان متفاوت است. ریبیت بعد از ایجاد هزینه معاملاتی معنا پیدا میکند، در حالی که بونوس معمولاً اعتبار تشویقی وابسته به واریز یا کمپین است. این تفاوت روی برداشت اثر دارد. در ادامه این دو مفهوم را توضیح میدهیم.

ریبیت بعد از معامله ایجاد میشود
کشبک به هزینه پرداختشده وابسته است و با افزایش حجم طبیعی معامله میتواند بیشتر شود. برای اسکالپر این ویژگی کاربردی است، چون تعداد معاملات بیشتر است. با این حال نباید حجم مصنوعی برای افزایش ریبیت ساخت. معاملهای که در سیستم شما وجود ندارد فقط برای کشبک باز نشود، چون ریسک آن میتواند از مبلغ بازگشتی بیشتر باشد.
بونوس یک اعتبار تشویقی است
بونوس آلپاری معمولاً به کمپین، واریز یا شرایط حساب وابسته است. ممکن است برای معامله قابل استفاده باشد اما اصل آن فوراً قابل برداشت نباشد. قوانین گردش و مدت اعتبار نیز میتوانند متفاوت باشند. بنابراین بونوس را اعتبار تشویقی و ریبیت را کاهش هزینه در نظر بگیرید تا سود واقعی با اعتبار تبلیغاتی اشتباه نشود.
برای ارزیابی ریبیت چه جدولی بسازیم؟
یک جدول ساده کمک میکند ارزش طرح را با داده واقعی بسنجید. حجم ماهانه، اسپرد، کمیسیون، لغزش، ریبیت و زمان پرداخت را ثبت کنید. سپس همین اطلاعات را با حساب جایگزین مقایسه کنید. ریبیت بالاتر همیشه به معنی هزینه نهایی کمتر نیست.
|
معیار |
پرسش کاربردی |
|
حجم |
ماهانه چند لات معامله میکنم؟ |
|
اسپرد |
میانگین نماد اصلی چقدر است؟ |
|
کمیسیون |
رفتوبرگشت هر لات چقدر هزینه دارد؟ |
|
لغزش |
میانگین اختلاف اجرا چقدر است؟ |
|
ریبیت |
چه مقدار از هزینه برمیگردد؟ |
|
پرداخت |
تسویه در چه بازهای انجام میشود؟ |
مزایا و معایب کشبک برای اسکالپرها
ریبیت برای تریدر پرحجم میتواند هزینه خالص را کاهش دهد. خطر اصلی این است که معاملهگر برای افزایش بازگشت، حجم بیشتری ایجاد کند. بنابراین ریبیت فقط زمانی مزیت است که رفتار معاملاتی را تغییر ندهد.
مزایا
-
کاهش بخشی از هزینه معاملات پرتکرار؛
-
اثر محسوستر در حجم ماهانه بالا؛
-
امکان سنجش هزینه خالص در ژورنال؛
-
کمک به مقایسه حسابهای مختلف.
معایب
-
احتمال وسوسه برای افزایش حجم؛
-
تغییرپذیری شرایط طرح؛
-
وابستگی مبلغ بازگشتی به فعالیت؛
-
ناتوانی در جبران اجرای ضعیف یا استراتژی زیانده.
پیش از ثبتنام یا اتصال حساب چه کار کنیم؟
در پایان، حساب مناسب را بر اساس اسپرد، کمیسیون و اجرا انتخاب کنید. سپس شرایط کشبک و اتصال حساب به طرح را تأیید کنید. اولین پرداخت را با گزارش معاملات تطبیق دهید و بعد از چند ماه هزینه خالص را بسنجید. اگر ریبیت بدون تغییر رفتار، هزینه را کاهش دهد ارزشمند است؛ اما اگر باعث اورترید شود، مزیت آن از بین میرود.