به گزارش دلچسب
خبرگزاری موج
، عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بنا به دعوت همتای روس خود برای وجود و سخنرانی در یازدهمین مجمع بینالمللی فرهنگهای متحد به سنپترزبورگ سفر کرده است.
متن سخنرانی عباس صالحی در دانشگاه سنپترزبورگ به شرح زیر است:
«از میزبانی گرم و صمیمی شما در شهر شبهای سفید سنپترزبورگ سپاس میکنم. سنپترزبورگ نه تنها در روسیه ، بلکه در جهان با نماد دانش و فرهنگ شناخته میشود.
در ابتدا، در باب جایگاه فرهنگ، گسترش و قیمتهای انسانی سخن بگویید میکنم و سپس پیشنهادهایی برای گسترش روابط علمی دانشگاه های دو سرزمین دارم.
رابطه فرهنگ و گسترش یکی از پیچیدهترین مباحث اجتماعی، اقتصاد و فلسفه است. برای دههها، گسترش فرایندی مادی و اقتصادی در نظر گرفته میشد که مقصد انباشت ثروت و رشد مقداری شاخصها می بود.
در این برداشت، فرهنگ در بهترین حالت، متغیری ثانوی و در مواردی حتی مانع برای پیشرفت برداشت میشد ولی با گذشت زمان و روبه رو با ناکامیهای گوناگون، اندیشمندان دریافتند که گسترش فرایندی ابزاری نیست بلکه عمیقا با باورها، قیمتها، هنجارها و سنتهای جامعه گره خورده است.
نظریه نوسازی، گسترش را فرایندی یکسویه و تکاملی میدانست که در آن جوامع از مرحله سنتی به مرحله مدرن و پیشرفته گذر میکنند. پیشرفت، مدرن شدن مادی و صنعتی و تکنولوژی شدن برداشت میشد.
قیمتها، سنتها و ویژگیهای درونی جوامع را نادیده گرفته است. فرهنگ از مانع یا یکی از متغیرهای ثانویه گسترش به یکی از عوامل گسترش تبدیل شد و از جایگاه بنا به جایگاه زیربنای گسترش تحول حالت یافت.
این تحول دیدگاه فراتر از یک اصلاح جزئی است که نشان از فهمیدن پیچیدگیهای گسترش داشت و مفهوم اندوخته اجتماعی به ادبیات گسترش داخل شد.
روابط اجتماعی و ربط متقابل در یک جامعه میتواند منبع ارزشمندی برای حل مشکلات و به ویژگی کارایی در حوزههای گوناگون از جمله اقتصاد باشد.
مطالعات تجربی نشان داد که قیمتهای مشخصی همانند سختکوشی، دین و اخلاق، تأثیری دیدنی بر گسترش دارند. آموزههای دینی در صورت نهادینه شدن میتوانند عرصهساز پیشرفت باشند.
در اواخر قرن ۲۰، گسترش نیازمند تغییرات همزمان و متعادل در ابعاد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است و عدم توازن به اختلال در فرایند گسترش منجر شد.
فرهنگ جزء جدایی ناپذیر گسترش است و اهدافی همچون نگه داری میراث فرهنگی، افزایش آگاهی عمومی، تحکیم هویت فرهنگی در کنار اهداف اقتصادی و زیستمحیطی اجزای سازنده گسترش برداشت خواهد شد. به این علت تجارب تاریخی و ناکامی برنامههای گسترشای که برنامههای غربی را به دیگر جوامع پیشنهاد میکردند، ادبیات جدیدی در فرهنگ و گسترش شکل داد که در صدد کشف پیچیدگیهای تاریخی و فرهنگی می باشند.
رویکردها، نشاندهنده بلوغ گفتمان گسترش است که آن را از پروژهای فقط اقتصادی به پروژهای فرهنگی و تمدنی پیش میبرد. پروژهای که فرهنگ نه تنها بخشی از ابعاد گسترش، بلکه در کانون مرکزی و زیربنای گسترش است.
از اینرو، مسیر تاریخی رابطه فرهنگ و گسترش مرحله های بنیادین را پشت سر گذاشته است.
سیر تحول دیدگاهها از نگاههای تحلیلگرایانه و فقط اقتصادی و مادی که فرهنگ را مانع گسترش میدانست عبور کرده و در مرحله سپس به سوی نوعی نگاه ابزاری که فرهنگ را شتابدهنده پیشرفت میدانست رسید اما بعد از عبور از این نگرشها به دیدگاه جامعی رسیده که گسترش را ذاتا یک اتفاق فرهنگی میداند.
رویکردی که در گسترش، هویت عمومی و تاریخ را در مرکز دقت قرار میدهد. گسترش نه تنها در باب اقتصاد و سیاست، بلکه درمورد معنی است. درمورد این که انسان میخواهد چه نوع زندگی مورد قیمت و چه نوع جامعه باثباتی را بنا کند. این تحول نظری، این فهمیدن را به ما میدهد که پیروزی و پایداری گسترش را نه تنها در رقم های خشک اقتصادی، بلکه در ترقی فهمیدن و سطح زندگی، آزادی و کرامت انسانها جستجو کرد.
هرجا آزادی واقعی انسان قربانی گسترش شده است در نهایت اگر اسم گسترش داشته باشد خیری برای انسان ندارد. تبعیض قوت برای شکوفایی انسان مانع تشکیل میکند.
گسترشای که عدل محور نباشد، هرچند زرق و برق آن چشم را میگیرد، در نهایت سر از ماجرای غزه و فلسطین در میآورد.
انسان، صرفنظر از هر نظر و فکری برای خود انسان بودن محترم است و نباید یک فرد یا یک جامعه، قربانی فرد یا جامعه یا جوامع دیگر شود.
مناسبات فرهنگی ایران و روسیه
بیشتر از یکصد سال است که نمایشنامههای بزرگان روس، زینتقسمت تئاترها و نمایشهای ایرانی است. به جرأت میتوان او گفت که هر روز در هنرهای نمایشی و تصویری ایران، حداقل یک تاثییر روسی در حال اجرا است.
همانگونه که موسیقی کلاسیک روسی در ایران طرفداران بیشماری داشته است و قطعات روحقسمت چایکوفسکی و دیگر هنرمندان بزرگ روس به گوش مردم ایران آشنا است.
پیوندهای ادبی ما ریشه عمیق و دیرینه دارد. اشعار حافظ، سعدی، خیام و فردوسی نه تنها در ایران، در بین ادیبان و مردم فرهیخته روسیه مورد اقبال بودهاند. چه زیاد نویسندگان و شاعران بزرگ روس از جمله پوشکین و تولستوی از سرچشمه زلال ادبیات فارسی الهام گرفتهاند و تأثیرپذیری را در آثار جاودان خود به نمایش گذاشتهاند.
این تبادل فرهنگی یکطرفه نبوده است. ادبیات غنی روسیه با آفرینش نویسندگان بیهمتایی همانند داستایوفسکی، چخوف، گورکی و دیگران مدام مورد تحسین و مطالعه علاقهمندان ایرانی بوده است و در شکلدهی به جریانهای فکری و ادبی معاصر ایران، نقش بسزایی داشته است. این پیوند تنها به ادبیات محدود نمیشود.
در عرصههای موسیقی، هنرهای تجسمی، سینما، تئاتر و معماری نیز ما داستانهای مشترک بسیاری برای گفتن با یکدیگر داریم.
خواهرخواندگی دو شهر تاریخی سنپترزبورگ با معماری، کاخها و موزههای بینظیرش با اصفهان با میدان نقش جهان، مساجد و کاشیکاریهای شگفتانگیز و جذابش نشاندهنده پیوند ناگسستی ایران و روسیه است و هر دو، گواهی به عشق مشترک ما به زیبایی، شکوه و هنر بوده و می باشند.
برما است که این میراث مشترک گرانبها را نه تنها پاس بداریم بلکه آن را برای نسلهای آینده تحکیم کنیم. برای این کار میتوانیم عمل های فرهنگی را بیشتر از قبل با همدیگر داشته باشیم. نخست تبادلات دانشگاهی و علمی است.
کرسیهای زبان و ادبیات فارسی در دانشگاههای روسیه و کرسیهای زبان روسی در دانشگاههای ایران و حمایتاز برگزاری دورههای مشترک پژوهشی در دورههای مردمشناسی و هنر، امری الزامی برای تحکیم تبادلات فرهنگی بین دو سرزمین است. باید در این راستا، اهتمام داشته باشیم.
ما نیز در ایران مصمم هستیم که با گسترش ترجمههای مستقیم از زبان روسی به فهمیدن ادبیات و فرهنگ روسی در بین فارسیزبانان عمل کنیم. مسئله دیگر، گسترش ترجمه آثار علمی، فرهنگی و ادبی است. باید شاهکارهای علمی و ادبی را بیشتر از قبل در دسترس مخاطبان قرار دهیم و بدینوسیله عرصه تبادلات فرهنگی دو سرزمین فراهم شود.
اگرچه تبادلات ادبی بین ایران و روسیه سابقه درازمدت دارد اما بعد از تغیرات عمیق سیاسی اجتماعی آخر قرن بیستم در هر دو سرزمین، آشنایی با فضای معاصر فرهنگی، ادبی و هنری دو سرزمین برای مردم ایران و روسیه باید بیشتر از پیش برای همه مورد اهتمام باشد.
ترجمه ادبیات معاصر و مدرن در کنار ادبیات کهن و کلاسیک جهت آشنایی مشترک با شرایط فرهنگی و اجتماعی دو سرزمین خواهد شد و حمایتزیاد تر از آن را ملزوم دارد.
مسئله سوم این که برگزاری رویدادهای فرهنگی، جشنوارههای فیلم، نمایشگاههای هنری و اجرای گروههای موسیقی دو سرزمین، فرصتی بدیع برای شناخت مستقیم مردم از فرهنگ یکدیگر را فراهم میآورد.
این چنین گسترش گردشگری فرهنگی و علمی میتواند به برداشتهای دقیقتر از دو سرزمین پشتیبانی کند. سفرهای گردشگری به دو سرزمین را باید تسهیل کنیم تا زمان منفعتمند شدن از میراث غنی فرهنگی ایران و روسیه را میسر کند.
مسئله دیگر همکاری در دیجیتالسازی منبع های و میراث فرهنگی، منفعت گیری از فناوریهای نو و ازمایش ها دو سرزمین است که میتواند میراث ما را با فناوریهای تازه در دسترستر و با سهولت زیاد تر در اختیار یکدیگر قرار دهد.
دانشجویان گرامی، حضار گرامی، روابط بین کشورها تنها بر پایه منافع اقتصادی و سیاسی بنا نمیشود. چه این که روابط در این حوزه شکننده است. هنگامی که روابط ریشهای در فرهنگ و دلهای مردم پدید بیاید منافع و ارتباطات اقتصادی پایدارتر و عمیقتر خواهد شد.
رابطه ایران و روسیه از آن دست روابطی است که ریشه در تاریخ و فرهنگ دو سرزمین دارد. با همکاری و عزم راسخ، این ریشهها را آبیاری کنیم و درختی تنومند از دوستی و همبستگی بکاریم که سایهاش بر سر نسل های آینده دو سرزمین بیاید و بماند.»
ادامه این نشست به سوال و جواب بین وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و حاضران تعلق یافت.
در ابتدای این قسمت سیدعباس صالحی، او گفت: این جهان تکقطبی سیاسی مبتنی بر نگاه مبتنی بر گسترش اجتماعی است که در این نگاه، فرهنگها و قیمتهای اجتماعی ملتها کمرنگ دیده میشود. به نظر میآید که نگاهی که در قرون گوناگون با نگاه گسترش تکبعدی اتفاق افتاد، حاصل آن همان نظام تکقطبی سیاسی است. جهان تکقطبی سیاسی، محصول یک نظریه علمی اقتصادی است. اگر شما مسیر انسان در جوامع را فقط اقتصادی ببینید و به قیمتهای فرهنگی اجتماعی ملتها دقت نکنیم، در دام جهان تکقطبی سیاسی خواهیم افتاد چون یک مجموعهای که حس میکند از لحاظ اقتصادی یا قوت متکی بر توان نظامی پیشرفته است، به خود این حق را میدهد که به فرهنگها و قیمتهای ملتهای دیگر کمتوجهی کند و آن را تحت سختی و تحقیر قرار دهد. به این علت، به نظر میرسد باید با آنچه که ریشه این حالت است، دچار شد.
او افزود: تقابل نگاه چندقطبی با نگاه تکقطبی سیاسی و نظامی که به مرور زمان، سیطره بیشتری اشکار کرده است و امروز هم ناظر هستیم که در سطح سیاسی و نظامی به این شکل عمل میکند، همین است که ملتها با قیمتهای فرهنگی گوناگون درکنار هم قرار میگیرند.
صالحی با گفتن این که قرنها است که با روسیه ربط داشتهایم، اظهار کرد: این ارتباطات، همکلامی و همسخنی جهت شده که ما مردم ایران نسبت به آنچه در حوزه فرهنگ روسیه وجود دارد، ارتباطات و شناخت قابل توجهی اشکار کنیم. احتمالا برای شما دلنشین باشد که امسال در نمایشگاه کتاب تهران که از بزرگترین نمایشگاههای خاورمیانه است و بیشتر از چند میلیون نفر در آن شرکت میکنند، یکی از آثار پرفروشش آثار تولستوی می بود. مردم ایران هم به ادبیات و هم به دیگر حوزههای هنری روسیه دقت دارند. به نظر میآید همانطور که اشاره کردم، زمان قابل توجهی وجود دارد. این شناخت مشترک که نسبت به هم داشته و داریم و یقیناً امکان پذیر نسلهای جدیدتری هم به بین همراه شوند که تابع برخی رسانهها یا فرهنگهای فرد دیگر هم باشند که برای آنها دلنشینتر باشد. آنچه که هم در ایران مهم است و هم به گمان زیاد برای شما در روسیه مهم باشد، این که انقطاع ملتها پدید نیاید.
او در ادامه گفت: فرهنگ و رسانههای غربی، ذائقههای جدیدی را تشکیل میکنند برای فهمیدن، ربط، مصرف و امکان پذیر نوجوان و جوان ایرانی در معرض این خطر قرار گیرد که کمتر داستایوفسکی و بزرگان ادبیات کلاسیک روسیه یا هنر این سرزمین را بشناسد. احتمالا یکی از چیزهای مهمی که برعهده داریم این است که مراقبت کنیم که انقطاع نسلی پدید نیاید.
وزیر فرهنگ افزود: امثال ما و سپس از ما، نسلی می باشند که هم هنر و هم ادبیات روسیه را خوب میشناسند. نسل جوانتر و نوجوانتر در مخاطره این می باشند، چون رسانههای تازه فضای ادبیات و هنر ملل دیگر را تبلیغ و ترویج میکنند و نسل جوان و نوجوان مخاطب آن می باشند. این خطر وجود دارد که نسلی پدید آید که مفاخر کلاسیک و معاصر دو سرزمین همسایه را نشناسند. بخشی از کارهایی که انجام میدهیم و او گفتوگوها و ارتباطات با این نگاه است که نسل جوان و نوجوان خودمان را با قیمتهای فرهنگی، ادبی و هنری ملتهایی که به اختصاصی همسایه ما می باشند و روابط خوبی هم با آنها داریم، آشناتر کنیم.
او با اصرار بر این که این بخشی از ماموریت جهان چندقطبی است، اظهار کرد: جهان چند قطبی تنها در عالم سیاست و نظامیگری تعریف نمیشود. قسمت مهمی از آن جهان چندقطبی، فرهنگی است که ما بدانیم روسیه چه بوده است و چه داشته و دارد و شما بدانید که از قبل چندهزار سالهاش چه داشته و چه دارد. زیربنای جهان چندقطبی، جهان چندقطبیِ فرهنگی است. این که بدانیم فرهنگ، قیمتها و نکات قابل آموختن، تنها در یک اقلیم قرار ندارد. هرچند یک اقلیم خودش را مدعی و برتر بداند. ارتباطات ما و شما و ملل شبیه ما، پشتیبانی کننده شکلیابی جهان و جامعه چندقطبی واقعی است.
صالحی با گفتن این که نزدیک شدن کشورها فقط عامل سیاسی ندارد، او گفت: ما نزدیک بودهایم، نهایت این که برخی عوامل سیاسی امکان پذیر حس نزدیکی را زیاد تر بدهند. احتمالا به اعتبار شرایط تازه که برای دو سرزمین در فضای تحریمها به ما یا سرزمین شما داخل شده است و فضاهایی که پدید آمده است، حس این نزدیکی را زیاد تر کرده است، اما ایران و روسیه جز در مقاطع محدودی از تاریخ که در آن مقاطع هم ملتها از هم فاصله نداشتهاند، در کنار هم بودهاند. ما همسایگان قدیمی و تاریخیِ هم هستیم و لذا در طول این چند هزار سال، ارتباطات زیاد عمیق و تاریخی داشتهایم. اگر شما به موزههای ایران بیایید، یا به اسناد و نسخ خطی مراجعه کنید، یا مراجعهای که به موزهها و اسناد تاریخی شما داریم، این ارتباطات کهن تاریخی کاملا مشهود است و هر چه در تاریخ پیش رفتهایم، زیاد تر شده است.
او افزود: زیاد از حوزههای ربط با عصر تازه و مدرن که روسیه سریعتر دچار شده می بود را ما از روسیه گرفتهایم. پارهای از موارد از همینجا – سنپترزبورگ – آمد. چاپخانههایی که اینجا می بود. رسانههای فارسی زبان که در سنپترزبورگ در عهد مشروطه و قبل و سپس از آن، انتشار میشد و همینطور رفتوآمدهایی از این قبیل که بین دو ملت برقرار می بود. این شرایط که از قبل بوده است، شرایط تازه آن را تسهیل میکند و عمق میبخشد و حتما بر حوزههای رسانهای از جمله رسانههای دیجیتال تأثیر میگذارد. بستر فناوریهای تازه، بستر تحرک و کنش مردم و شهروندان عادی است. در کنار رسانههای رسمی که از قبل بودهاند که رسانههای پرخرج بودهاند که جریان رسانهای پرخرج غربی بر آن مسلط بوده است، رسانههای فناورانه تازه، رسانههای شهروندمحور و رسانههایی می باشند که چون چنان مخارجی ندارد، عرصه ارتباطات گسترده مردمی را فراهم میکنند.
وزیر ارشاد در ادامه گفت: به نظر میآید که شرایطی که در روابط مردم ایران و روسیه پدید آمده است، حتما به تناسب فناوریهای تازه و بستر دیجیتال، پشتیبانیکننده این است که ما فهمیدنهای زیاد تر و بهتری از یکدیگر اشکار کنیم. انبوهی از بلاگرهای ایرانی و روسی و یا افرادی که در فضای مجازی با یکدیگر کار میکنند، زمان یک عکس و ربط واقعیتر را فراهم کردهاند. دیگر نیازی نیست که بیبیسی و سیانان، عکس ایران و روس را به یکدیگر منتقل کند. شهروند فعال روسی در فضای مجازی، عکس درست و واقعی را منتقل میکند و برعکس. ما عرصههای بهتری را اشکار کردهایم که در کنار آن ربط تاریخی که با یکدیگر داشتهایم ـ که قدیمی است و مربوط به امروز و دیروز نیست ـ اما دو بستر ارتباطات مناسبتر سیاسی و تغیرات فناورانه تازه به این پشتیبانی میکند که تصویرهای ما از همدیگر، به طور واقعیتر به همدیگر منتقل شود.
او در قسمت فرد دیگر از سخنان خود با گفتن این که قسمت قابل توجهی از فعالیت ایرانشناسی در روسیه در مقاطع قابل توجهی و به خصوص برخی بزرگان این حوزه با این نگاه دوم بوده است، او گفت: شرقشناسی و ایرانشناسی در روسیه، قدمت قابل توجهی دارد، دیروز هم در او مباحثه با ایرانشناسان درمورد این نوشته سخن بگویید کردیم که یکی از پایگاههای مهم ارتباطی ایران و روسیه است. صدها ایرانشناسِ بنامی که روسیه در ۲۰۰ تا ۳۰۰ سال داشته است، بیشتر از ۱۰ تا ۱۲ هزار تاثییر علمی ایرانشناسی که از روسیه انتشار شده است، مثالای از این موارد است. مراکز مختلفی که در روسیه در مراکز گوناگون ایرانشناسی فعالیت کرده و میکنند، منبع های و اسناد قابل توجهی که از حوزه ایران در روسیه است، فهرست نسخههای خطی فارسی این دانشگاه می بود و… مثالای است از هر جایی که میرویم و رگههایی از این چنین چیزهایی دیده میشود.
صالحی فرمود: رابطه ما قدیمی، کهن و تاریخی است. ایرانشناسی در روسیه، فرصتی را فراهم میکند برای شناخت عمیقتر از ایران که ایران سرزمین بیشناسنامه یا با شناسنامه کوچک نیست. ایرانشناسی را فرصتی قابل دقت در روسیه میبینیم. این ۲۰۰ تا ۳۰۰ سال تاریخی زیاد مورد قیمت است. قسمت قابل توجهی از مطالعات مربوط به ایران توسط ایرانشناسان روسی انجام شده است. او گفت و گو ایرانشناسی روسیه میتواند به یک سرفصل بزرگ در روابط ایران و روسیه در حوزه علمی و فرهنگی تبدیل شود. کارهای رسانهای و روزنامهای روزمره، کم شدن زمان دارند اما ایرانشناسی در روسیه پایداری خودش را داشته و دارد و روابط ما نه بر مبنای کارهای روزمره، بلکه بر مبنای کارهای عمیق درازمدت است.
او افزود: حوزه روابط فرهنگی ایران و روسیه، تنها یک قسمت کوچکش ادبیات است. حوزه سینمای روسیه همه این چنین فضایی دارد. سینمای روسیه قسمت قابل دقت از سینمای مورد دقت سینمادوستان ایران است. این چنین در حوزههای گوناگون و هم سینمای کلاسیک روسیه به طور خاص و در حوزه سینمای معاصر هم به مدد پارهای بازدیدهای فردی که افراد انجام خواهند داد، به شکل وسیعی جوانان و علاقهمندان حوزه سینما، یکی از قسمتهایی که مورد دقت قرار خواهند داد، سینمای روسیه است. شخصیتهای مختلفی از سینمای روسیه برای شخصیتهای ایرانی دلنشین می باشند. بخشی مستقیم و بخشی هم به واسطه دوبلورها. سینما هم یکی از حوزههای قابل دقت در روابط ایران و روسیه است و آثار روسی مورد دقت سینمادوستان ایرانی است.
دسته بندی مطالب
منبع